+ تقدیم به roy anderson
می بینی؟
همه ی شهر
با عجله به یک سو می روند
من هم می دانم
رسم عجیبی ست
(اینکه هرسال
همه به ِگرد خورشید بچرخند وُ
انتظار کسِ دیگری را بکشند
آدمیان
میان سطل زباله هم
بدنبال سخنرانیند)
این آواز را اّلِکس راسولسون
زمانی که به گوش می رسید، می خواند
آوازی که می گویند
روزی از طبقه ی بالا
به زمین خورده است
می دانستی؟
نویسنده : م.هورمان ; ساعت ۱٢:۳۱ ق.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱٠
تگ ها:

